تبليغاتX
پینوکیو
پینوکیو

فقط همین
من غریبانه
به عشق می نگریستم
من از تو چه می خواهم
جز یک نگاه ؟
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

روز سرنوشت ساز
دیروز یکی از مهمترین روزهای زندگی من بود
روزی بود ، سرنوشت ساز
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

دوتا چشمام نذر چشمات
به خدا یه تار موتو
به همه دنیا نمی دم
اونجا که عشق تو باشه
من به هیچکی پا نمی دم
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

مبادا خوشش نیاد
برای فرشته آبی دارم وب سایت می سازم
حس خاصی دارم
مثل این می مونه که عزیزترین فرد زندگیت
کنارت نشسته و تو هم ساز تو دستته
و دوست داری براش زیباترین قطعه موسیقی رو بزنی که تا حالا هیچکس مثل اونو نشنیده
یا اینکه داری از صورتش نقاشی می کنی روی یه بوم سفید
دستهات می لرزه مبادا خوشش نیاد
برام دعا کنید
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

ای بابا
امروز برام یه اتفاق بامزه افتاد
رفتم نمازخانه محل کارم برای خوندن نماز
نمازم که تموم شد رفتمو مهر نمازمو گذاشتم توی جا مهری
گوشی موبایلم هم تو دستم بود
نیمه های راه بودم گفتم گوشیمو روشن کنم
گوشی توی دستم بود آوردمش بالا جلوی چشمم که..
دیدم مهر نماز تو دستمه و اشتباهی گوشی موبایلمو گذاشتم تو جا مهری
دویدم و سریع گوشی بینوا رو از جا مهری برش داشتم
حالا لطفا
نگید این پسره گیجه
بگید این پسره عاشقه
فکر نمی کنم آدم گیج همچین کاری بکنه
شما چی فکر می کنید؟؟!!

نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

تپش قلبم
وقتی داشتم نگاهشو طواف می کردم
دیدم هر پلکی که فرشته آبی می زنه قلب منهم یک بار می زنه
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  |