تبليغاتX
پینوکیو
پینوکیو

اوج
لحظه ای که فکر می کنی توی اوج هستی
بدون که اون لحظه می تونه
لحظه سقوط تو باشه
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

گود بای جاسبی
اسفند سال 81 فارغ التحصیل شدم
اما تا همین چند روز پیش وقت نکرده بودم برم دنبال مدرکم
رفتم دانشگاه
دانشکده کجاست ؟
دانشگاه علوم انسانی واحد تهران شمال
چند تا امضا از دانشگاه گرفتم و نوبت رسید به امضاء صندوق رفاه
خدای من باید می رفتم پاسداران میدان هروی برای گرفتن فقط یک امضا
چون واحد اداری دانشگاه تهران شمال اونجا بود
از شهرک غرب راه افتادم رفتم تا پاسداران
چندتا امضا هم دوباره از اونجا گرفتمو برگشتم شهرک غرب
دوباره چندتا امضا گرفتمو ، خلاصه رفتم برای گرفتن مدرک
که گفتن مدرک شما همون میدان هروی برو اونجا
آقا ما دوباره از شهرک کو بوندیم رفتیم پاسداران میدان هروی
قسمت فارغ التحصیلان
مسئول فارغ التحصیلان گفت دوتا هزار تومنی جدا جدا بریز به این حساب تا مدرکتو بدیم
خلاصه این آقای جاسبی تا لحظه آخر از ما دوشید
شهریه ثابت من که ورودی سال 75 بودم 14000 تومن بود
وای به حال ورودی 85

نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

بهترین آرزو
اگه به من بگن بهترین آرزوت چیه
میگم آرزو دارم اون طوری که دوست دارم بمیرم
اگه بهم بگن چطور دوست داری بمیری
میگم صبر کن و نگاه کن
امیدوارم به بهترین آرزوم برسم
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

خاطره یک سلام
پارسال یه همچین روزی ساعت شش بعد از ظهر
من سلامی کردم
که از همون لحظه تا الان آتش به وجودم زده
امروز روز تولد پینوکیو هست
روزی که من خودمو توی چشمهای فرشته آبی دیدم
و متوجه شدم
آدمک چوبی هستم به اسم
پینوکیو


الان وقت ندارم اما این کامنت تغییر می کنه و کامل میشه

نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  | 

هشت، نه، ده، یازده
شمارش شروع شده
هشت
نه
ده
یازده
بعدا می گم
صبر کنید
فقط اینو بدونید
شمارش شروع شده
نوشته شده توسط پینوکیو در ساعت  | لینک  |